همچنین امیرالمۆمنین علیٌّ علیهالسلام فرمودند:
"ما جَفَّتِ الدُّموعُ إلاّ لقَسوةِ القلوبِ ، وما قَسَتِ القلوبُ إلاّ لِکَثْرةِ الذُّنوبِ".
"چشمها نخشکید مگر بر اثر سخت دلى و دلها سخت نشد مگر به سبب گناه زیاد".( بحارالأنوار : 70 / 52 / 11 منتخب میزان الحکمة : 78 / بحارالأنوار : 73 / 354 /60 منتخب میزان الحکمة : 78)
عامل مهمی که از نظر روایات در خشک بودن چشم و گریه نکردن نقش مهمی دارد و مانع اصلی اشک ریزی در مصیبت و محبت اهل بیت ع است، گناه و معصیت است که موجب قساوت قلب و خشکیدن چشنه اشک می شود .
حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: اشکها خشکیده نشد مگر به خاطر سنگدلی ها و قساوت قلب ها و قلوب با قساوت نشد مگر به خاطر زیادی گناهان بنابراین ریشه اشک نداشتن قساوت قلب است و ریشه قساوت قلب گناه است پس ریشه اشک داشتن رقت قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است.
حرص به دنیا
حقیقت حرص
اگر با دقت عقلى و بصیرت قلبى ، و نور جان که شعله اى از نور خداست به مسئله حرص بنگریم ، به این حقیقت واقف مى شویم که حرص در اصل یک مایه فطرى و یک سرمایه الهى در وجود تمام انسانها است ، و این صفت در کارگاه هستى بشر از عنایات خاصه حضرت ربّ العزّه ، و از الطاف پروردگار بزرگ عالم است .
اگر وجود انسان خالى از حرص بود ، بدون تردید دنبال هیچ برنامه اى نمى رفت ، و براى جلب هیچ خیرى و دفع هیچ شرى قدم بر نمى داشت !
مسئله مهم در اینجا این است ، که در درجه اوّل اولیاء خانه و مدرسه و مکتب ، و در درجه دوّم خود انسان باید در جهت دادن به این صفت بیدار باشد ، که خداى نخواسته این خصلت با عظمت و این نعمت شگفت انگیز رنگ شیطانى به خود نگیرد ، و سبب انحراف انسان از تمام حقایق نشود !
حرص بخودى خود بد نیست ، وقتى بد مى شود که انسان آن را بد کند ، و درست تدبیر نکند ، در هر جا که پیش آمد مصرف کند ، چه سزاوار باشد و چه نباشد ، چه حق باشد و چه غیر حق ، و این انحراف در سایر صفات انسانى نیز هست ، هر صفت نفسانى گرا در حد اعتدال نگاه داشته شود فضیلت است ، و اگر به طرف افراط یا تفریط منحرف گردد ، رذیله و مذموم مى شود .
قالَ الصادق (علیه السلام) : لا تَحْرِصْ عَلى شَیء لَوْ تَرَکْتَهُ وَصَلَ إلَیْکَ وَکُنْتَ عِنْدَ اللهِ مُسْتَریحاً مُحْمُوداً بِتَرْکِهِ ، وَمَذْمُوماً بِاسْتِعْجالِکَ فی طَلَبِهِ وَتَرْکِ التَّوَکُّلِ عَلَیْهِ وَالرِّضا بِالْقِسْمِ .
امام صادق (علیه السلام) مى فرماید : در تحصیل چیزى که اگر براى بدست آوردنش جان نکنى و به طور طبیعى حرکت نمائى به تو مى رسد ، حرص نزن ، که اگر براى بدست آوردن مقدّر حریص نباشى فکرت راحت و در پیشگاه حضرت حق مورد توجّه و لطف خواهى بود .
اما براى بدست آوردن برنامه هاى دنیائى اگر حرص بورزى و حدود حضرت دوست را مراعات نکنى ، به سه علّت در حریم حضرت او مورد مۆاخذه خواهى بود :
1 ـ شتاب و حرص در آنچه که براى یافتنش حرص لازم نیست .
2 ـ عدم اعماد و توکّل بر وود مقدّس حق ، آن هم خداوندى که موجودى از موجوداتش را از هیچ نظر در جهان غیب و شهود از یاد نمى برد .
3 ـ عدم رضایت به داده حق ، و پشت کردن به قسمت و روزى خدا ، که این عدم رضایت به داده حق ، همیشه باعث تجاوز از حدود ، و فرو رفتن در بسیارى از گناهان شده ، اگر انسان از دریچه ایمان و اطمینان و یقین و معرفت به تمام زوایاى این جهان بنگرد ، به این نتیجه مى رسد ، که هر چیزى در این عالم به جاى مخصوص خود قرار گرفته ، و این در و آن در زدن براى بدست آوردن آنچه لازم نیست و جز بار سنگین در زندگى دنیا ، و عذاب سخت در آخرت ثمرى ندارد ، کارى باطل و عملى شیطانى است .
حرص در امور دنیائى ، و در زمینه هاى مادى که به حقیقت خارج از نیازهاى انسان است و تنها به درد تماشا کردن و گذاشتن و از دنیا رفتن مى خورد ، مورث شکستن حدود الهى و پایمال کردن حقوِ بندگان مظلوم و ضعیف خداست .
راستى چه بدبخت و بیچاره اند آنان که دچار مرض حرص مال و جاهند ، و چه خوشبخت و سعادتمند آنان که در حرص با ملاقات و لقاء حضرت رب العزه هستند .
پافشاری بر گناه
اصرار بر گناه یعنی چه؟
اصرار بر گناه به دو معنی به کار می رود:
1. تکرار گناه : قدر مسلم از معنی اصرار، تکرار عملی گناه است بدون پشیمان شدن به طوری که در عرف گفته شود مداومت بر آن گناه نموده و پر واضح است کسی که بر گناه اصرار میورزد، از ارتکاب آن پشیمان نیست.
2. ارتکاب گناه (حتی یک بار) بدون عزم و تصمیم و اراده بر توبه و استغفار از آن. در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: اصرار بر گناه این است که انسان گناه کند و استغفار نکند و تصمیم بر توبه و بازگشت نگیرد.[ کلینی، کافی، ج 2، ص 288، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 2] و روایتی دیگر از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) چنین است: اصرار بر گناه ندارد کسی که استغفار می کند، اگرچه در روز هفتاد بار یک گناه را انجام بدهد.[ انوار التنزیل، ج 1، ص 182]
با توجه به این احادیث و احادیث دیگر معلوم می شود که اصرار بر گناه وقتی معنی پیدا می کند که توبه و استغفار در پی ارتکاب گناه نباشد.
منشأ اصرار بر گناه چیست؟
اصرار بر گناه یا ناشى از تباهى و خواری یکى از دو قوه (شهوت و غضب) و خروج یکى از این دو از اطاعت قوه عاقله است یا از فساد هر دو قوه با هم پدید مىآید و در این صورت از رذائل هر دو قوه به شمار می آید و هر چه دلالت بر نکوهش مطلق گناه یا بر ذم هر یک از افراد معیّن آن داشته باشد بطریق أولى و با تأکید بیشتر بر نکوهش اصرار بر گناه دلالت دارد.[ مجتبوى، سید جلال الدین؛ علم اخلاق اسلامى، انتشارات حکمت، چاپ : چهارم، 1377 ش،ج : 4 ص : 63]
اثرات اصرار بر گناه
اصرار بر گناه در آیات و روایات شدیداً مورد مذمت واقع شده و بعضی از آثار سوء آن بیان شده است که عبارتند از:
1. تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره: در روایتی آمده است، هیچ گناه صغیره ای همراه با اصرار نیست و هیچ گناه کبیره ای همراه با استغفار نیست.[ کافی، ج 2، ص 282، بابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ، حدیث 1] یعنی اگر کسی اصرار بر گناه داشت اگر چه گناهش صغیره باشد تبدیل به کبیره می شود و اگر کسی توبه و استغفار کند اگر گناهش کبیره هم باشد از کبیره بودن خارج می شود.
2. خروج از دایره تقوا: قرآن در شرح حال متقین می فرماید: و آنها کسانی هستند که وقتی مرتکب گناه زشتی می شوند یا به خود ستم می کنند به یاد خدا می افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می کنند (و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟) و بر گناه خود اصرار نمی ورزدند. [ آل عمران،135]
قلب است و ریشه رقت قلب پرهیز از گناه است
3. عدم قبول طاعت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند که خداوند چیزی از طاعت بنده ای را با اصرارش بر گناه نمی پذیرد.[کافی، ج 2، ص 288، َبابُ الْإِصْرَارِ عَلَى الذَّنْبِ حدیث 3]
4. بدبختی: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: علامات بدبختی عبارتند از: خشک بودن چشم (نداشتن اشک و گریه)، قساوت قلب (سنگ دلی)، حرص شدید بر دنیا و اصرار بر گناه .[ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، ص 337، حدیث 20680]
5. کم شدن قبح گناه.
6. کشاندن انسان به مرز کفر و الحاد: قرآن می فرماید: سرانجام کسانی که به گناه اصرار می ورزند به تکذیب آیات خدا و مسخره کردن آن می رسند.[ روم ، 10]
7. تشدید مجازات و عقوبت های دنیوی و اخروی گناه: در روایات آمده است کسانی که مرتکب گناه کبیره می شوند و دوبار حد بر آن ها جاری شده بار سوم کشته می شوند.[ کافی، ج 7، ص 191، حدیث 2]
همچنین در روایات در مورد عمل زشت و شنیع زنا آمده است که زنا کاری که سه بار شلاق خورده بار چهارم کشته می شود.[ همان، حدیث 1]
بنابراین بعد از ارتکاب هر گناهی هر چند کوچک باید سریعاً توبه کرده و قصد بازگشت دوباره به آن را نداشته باشیم چرا که اصرار بر گناه و تکرار آن رفته رفته بنده را از خدا دور می کند و دلش را سیاه می نماید و در این صورت است که توفیق توبه از انسان سلب می شود.
نتیجه اینکه اصرار بر گناه ولو صغیره از گناهان کبیره بوده، سم مهلکی بر پیکره روح و روان انسان است که حالت بندگی را از او ربوده، نام و یاد خدای تعالی هم ثمرهای نمیبخشد.
نظرات شما عزیزان: